تبليغاتX
استقلال و آزادی
ژاله وفا

در شماره یک این نوشتار به در آمدهای غیر قابل وصول و بودجه عمرانی پیش بینی شده پرداختم و در بخش دوم بطور تفصیلی به وابستگی بودجه89به نفت و سیاست موازنه مثبت در باره نفت در دولتهای نظام ولایت فقیه  و در این شماره بعد از تصویب لایجه بودجه در "مجلس" نظام ، به ویژه گیهای این قانون از قبیل تورم زایی همراه با رکود  و نیز کسری  بودجه و دعوای دولت و مجلس نظام بر سر سهم دولت در قانون بودجه از نقدی کردن کردن یارانه ها و نیز فرق صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی می پردازم

"مجلس "نظام ولایت فقیه در در جلسه24 اسفند 88  بودجه سال 1389 کل کشور را با 168 موافق ، 26 راي مخالفت و 5 راي ممتنع از مجموع 203 "نماينده" حاضر  تصويب کرد.

ابتداکمیسیون تلفیق تغییراتی در لایحه بودجه ارائه شده توسط دولت به شرح ذیل وارد کرد :

- مجموع رقم بودجه کل کشور به 347 هزار میلیارد تومان رسید به عبارت دیگر 5.8 درصد نسبت به سقف لایحه بودجه دولت کاهش یافت.بترتیبی که از این مبلغ 126 هزار میلیارد تومان سقف منابع بودجه عمومی برابر با 2.3 درصد کاهش یافت  و بودجه شرکت های دولتی 250 هزار میلیارد تومان تعیین شد( 5.2 کاهش بودجه پیش بینی شده نسبت به بودجه دولت )

.-در قسمت درآمدها مبلغ 12 هزار میلیارد تومان استفاده از صندوق توسعه ملی حذف شد. اما اصل تشکیل صندوق در کمیسیون تلفیق به تصویب رسید و طبق این مصوبه قرار است 20 درصد از درآمد حاصل از صادرات نفت به این صندوق واریز گردد، اما برداشت از صندوق توسعه منوط به تصویب اساسنامه صندوق شد.

- همچنین کمیسیون تلفیق در بخشهایی درآمد دولت را افزایش داد . بطور نمونه در خصوص تعرفه واردات نیز دولت درآمد حاصل از آن را 7 هزار و 500 میلیارد تومان پیش بینی کرده بود که کمیسیون تلفیق پیش بینی کرد این رقم قابلیت ارتقاء تا 10 هزار میلیارد تومان را نیز دارد و از این جهت در این بخش درآمد دولت را افزایش داد

(نگارنده توجه خوانندگان محترم را به این امر جلب می نماید که تصمیم "مجلس" نظام در بالا بردن تعرفه ها صرفا برای افزایش درآمد دولت آثار تورمی برای کشور دارد.چرا که وقتی براي واردات 70 ميليارد دلاري نرخ موثر تعرفه‌ها 10 تا 11درصد بود و اکنون با مصوبه "مجلس" دررساندن  اين نرخ به 16 درصد،  بار تورمي سنگینی به كشور تحميل خواهد)

 در ادامه اقدامات "مجلس" برای  افزایش در آمد دولت ،   30 درصد حق الزحمه ای را که دولت  از درآمد حاصل از نفت برای شرکت نفت در نظر گرفته بود  ، کمیسیون تلفیق از این 30 درصد صرفا 14 درصد به شرکت نفت اختصاص داد و باقی آن یعنی 16 درصد باقیمانده به عنوان مالیات و سهم دولت در اختیار دولت قرار داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 فروردین1389ساعت 2:32 توسط |

بر اثر وجود نفت ،رضا خان با کسب قدرت داخلی و جلب حمايت انگلستان بطور مطلق سلطنت می کرد . اما و قوع جنگ جهانی دوم، ارکان مذکور را متزلزل کرد و همان ماده ای که در صعود او موثر بود در سقوطش هم کارساز افتاد. در زنجيره عللی که منجر به جنگ دوم جهانی شد، نفت نيز بدرجات موثر بود .اما بطور مسلم در تداوم جنگ و علی الخصوص خاتمه جنگ و تعيين طرف پيروز نقش اساسی داشت.( برگين :نفت،پول ،قدرت ،ص ۴۹۸)

نفتی که طمع بدان يکی از عوامل اساسی بود که باعث شد کشور در جريان جنگ جهانی دوم به اشغال قوای نظامی روس و انگليس درآيد ،رضا شاه سقوط کند و محمد رضا به سلطنت برسد، سرنوشت ايران و دولتها را به خود آلوده ساخت.اشغال ايران عواقب بسيار ناگواری، در زمينه های سياسی، اجتماعی و اقتصادی برای ايران ببار آورد . مردم و روشنفکران که بين ظهور رضا شاه و استقرار ديکتاتوری وی و نيز سقوط وی با منافع نفتی انگلستان و همچنين بين اشغال ايران با منافع نفتی متفقين ربطی مستقيم می ديدند، به اهميت نفت پی برده و چون نفت و امتيازات مربوط بدان به مثابه اهرم اصلی نضج و شکل گيری استبداد داخلی همراه با حضور استعمار در وطن تجلی کرد ، بحث بر سر لزوم ملی کردن صنعت نفت در مجلس نيز بالا گرفت و ايده ملی کردن صنعت نفت به پيشنهاد شادروان دکتر حسين فاطمی و پيگيری سرسختانه دکتر محمد مصدق ، بدل به يکی از بزرگترين جنبشهای اجتماعی ايران معاصر گشت.

تا پايان دوره قاجار، دولتها سياست موازنه مثبت را اتخاذ می کردند يعنی چنانچه امتيازی به انگلستان داده ميشد در مقابل امتيازی هم به دولت شوروی داده می شد، تا در واقع موازنه مثبتی بين آنها برقرار شود! از کودتا رضا خان به بعد، موازنه مثبت يک طرفه بقصد در حصار قرار دادن رﮊيم جديد روسيه، برقرار شد. بدينسان، ايران نه در ظاهر و نه در باطن دارای استقلال نبود.اما دکتر محمد مصدق با اتخاذ سياست موازنه منفی در راستای قطع امتياز دهی به دول خارجی و به نفع استقلال ايران عمل کرد. قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ضمن نفی واگذاری امتياز به شوروی عملا امتياز نفت انگليسيها را نيز زير سوال برد و زمينه ملی ضدن صنعت نفت فراهم آمد.
در ارديبهشت ۱۳۳۰، مجلس برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت، قانون ۹ ماده ای خلع يد از شرکت نفت ايران و انگليس را به تصويب رساند، به نخست وزيری دکتر محمد مصدق ابراز تمايل کرد و دکتر مصدق که، از مجلس چهاردهم بدين سو، هيچ فرصتی را برای اجرای سياست موازنه منفی از دست نداده بود، مامور اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت شد.
در واقع، دکتر محمد مصدق در دورانی شجاعت پذيرفتن مقام نخست وزيری را در ارديبهشت ۱۳۳۰ از خود نشان داد که کشور ما ايران، از عوارض بسياری از قبيل بحران مديريتی ، فقر ، قحطی خصوصا قحطی نان و نيز اشغال توسط قوای بيگانه، رنج می برد.از زمانی که در شهريور ۱۳۲۰ ايران توسط قوای متفقين اشغال شد و رضا خان را از سلطنت خلع کرده پسرش را بعلت پذيرفتن بی چون و چرای شرايط متفقين جانشين وی کردند، تا ۱۲ ارديبشت ۱۳۳۰ که دکترمحمد مصدق نخست وزيری را پذيرفت، يعنی در طول يک دهه پر تلاطم، ايران شاهد تعويض ۱۱ نخست وزير، ۳۱ کابينه و ۱۴۸ وزير بود.

آری دکتر محمد مصدق برای پذيرفتن اين مقام شجاعتی به تمام نشان داد. چرا که نادرند انسانهايی که در سخت ترين شرايط، فرصتهای ناب را تشخيص داده و جرات و شجاعت "طرح نو در انداختن " را از خود بروز دهند. چنين انسانهايی می بايستی نه تنها از سختی های پيش رو نهراسند ، بلکه با تکيه بر توانايی خود و ملت خود، دست و پنجه نرم کردن با سختی ها از خصوصيات بارز اخلاقی آنها بشمار آيد. شجاعت نبود ترس نيست، درايت تشخيص غلبه اميد بر ترس است. دکتر محمد مصدق با باور به توانايی ملتش، با اجرای سياست موازنه منفی ، طرحی نو در انداخت. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 15:41 توسط |

ژاله وفا

وابستگی بودجه به نفت


در شماره قبل به بررسی مشخصات عمومی لایحه بودجه سال 89 و نیزدر آمدهای غیر قابل وصول و رویایی بودن آنهاو میزان کسر بودجه و نیز بررسی بودجه عمرانی و افزایش بودجه نهادهای نظامی پرداختم.

و اما در این شماره با توجه به اهمیت بحث میزان وابستگی بودجه ها در دولتهای نظام ولایت فقیه به نفت ( منجمله لایحه بودجه سال 89 )  و تقاضای خواننده ای محترم ( آقای کامبیز خ... )که طی نامه ای از نگارنده پرسیده اند:" ادعای دولت در کم شدن میزان وابستگی بودجه به نفت تا چه حد صحت دارد؟و مگر قرار نبود در پایان برنامه چهارم توسعه میزان وابستگی به نفت به صفر واعتبارات هزينه‌ای به طوركامل از طريق درآمدهای مالياتی و ساير درآمدهای غير نفتي تامين شود؟ و اصولا آیا امکان اتخاذ سیاستی که منجر به عدم وابستگی به نفت شود درکشور ما وجود دارد؟"

این شماره را به مساله بودجه و نفت اختصاص میدهم و در شماره سوم به سایر مسائل بودجه از قبیل  فرق حساب ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی و وظایف آن و نیز بودجه  شرکتهای دولتی ومیزان  واردات و صادرات و وضعیت عمومی صنعت  و کشاورزی ایران در پرتو واقعیت اقتصادی سال جار ی و چشم انداز بودجه سال آینده می پردازم

سهم بودجه از نفت

قبل از پرداختن به  میزان وابستگی لایحه بودجه 89 به نفت ، خاطر نشان خوانندگان محترم می سازم که کل بودجه دردولتهای نظام ولایت فقیه  درواقع رانت است.  استبداد حاکم، با استفاده از قدرتی که دارد، ثروت طبیعی کشور (نفت و گاز و...) را به اقتصاد مسلط می فروشد. ارز ﺁن را نیز با استفاده از همان قدرت، به بهائی که فرﺁورده رانت خواری است،

می فروشدو از ﺁنجا که بودجه برداشت از اقتصاد ملی خصوصا تولید ملی نیست ، چشم پوشیدن از رانتها به معنای نبود بودجه است. در اكثر كشورهای جهان درآمدهای دولتها عمدتا به درآمدهای مالياتي منحصر مي شود. اما در كشورهايي كه از طريقي به درآمدهای توليد و صادرات منابع طبيعي وابسته اند، علاوه بر درآمدهای مالياتی، بودجه تحت تاثير درآمدهای صادرات منابع طبيعی نيز قرار مي گيردو این امر در دولتهای وابسته و استبدادی به شدت رواج دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 15:33 توسط |

 قرار بودنگارنده بخش دوم مقاله بررسی "برنامه های توسعه "  نظام ولایت فقیه را به بررسی برنامه پنجم اختصاص دهم ولی از آنجا که مفاد این برنامه هنوز در اختیار رسانه ها و مردم عادی قرار نگرفته استو  مجلس نظم نیز بررسی این برنامه را به بعد از بررسی لایحه بودجه سال 89 موکول کرده است، یعنی در سال آینده ، لذا در حال حاضر تقدم را به بررسی لایحه بودجه سال 89 در دو شماره  میدهم.

اما در مورد برنامه های به اصطلاح" توسعه" نظام ولایت فقیه  میزان تعهد دولتها ی این نظام به اجرایش صرفا در اینجا به نقل قولی از   محمدرضا خباز ،سخنگوى كميسيون اقتصادى مجلس نظام بسنده میکنم :

وی در گفتگو با ایلنا در باره اجرای برنامه چهارم توسط دولت احمدی نژاد گفت:" در برنامه چهارم شاخص هايى براى كشور هدف گذارى شده بود. اما متاسفانه دولت در خيلى از شاخص ها، به اهداف دست نيافته است.

1- رشد اقتصادى بايد در برنامه چهارم توسعه به ۸ درصد مى رسيد در صورتى كه به ۴/۵ درصد رسیده  است.
(این گفته آقای  خباز را نگارنده  تصحیح میکند چرا که حتی بر اساس گزارش نماگرهای اقتصادی سه‌ماهه دوم سال 1388 که توسط بانک مرکزی منتشر شده است، رشد اقتصادی یا رشد تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1387 با بیش از 65 درصد کاهش نسبت به سال 1386 به 3 / 2 درصد رسیده است درحالی که رشد اقتصادی در سال 86 معادل 7 / 6 درصد بوده است. این آمار در حالی پس از گذشت بیش از ده ماه از سال 87 توسط بانک مرکزی اعلام می‌شود که بانک جهانی رشد اقتصادی ایران در این سال را حدود یک درصد اعلام کرده که با رقم 3 / 2 درصدی بانک مرکزی تفاوت زیادی دارد.)

2- نقدينگى بايد مهار مى شد در صورتى كه نقدينگى ۲ برابر شده است . در حاليكه براساس برنامه چهارم توسعه تورم بايد يك رقمى مى شد اما مردم بيشترين تورم را تحمل مى كنند.

 3- نرخ بيكارى بايد يك رقمى مى شد در صورتى كه دولت معنى اشتغال را عوض كرد و آورده است اگر كسى هفته اى يك ساعت كار كند بيكار تلقى نمى شود.

4- نرخ سود بانك ها بايد يك رقمى مى شد اما براى مردمى كه تسهيلات دريافت مى كنند سود بانكى به ۲۴ درصد رسيده است.

5- نسبت درآمد ماليات به توليد ناخالص داخلى بايد در سال ۸۸ به ۱۰ درصد مى رسيد الان به ۵/۶ درصد رسيده است.

6-حدود ۸۰ درصد مواد برنامه پنجم توسعه زائد است و بود و نبود آن على السويه است."

احمدی نژاد در تاریخ یکشنبه 4 بهمن88 لایحه بودجه سال 89 را به مجلس برد. کمیسیون تلفیق نیز اعلام کرد این کمیسیون نهم یا دهم اسفند گزارش خود در باره این لایحه  را به مجلس ارائه خواهد داد و از آن زمان کار بررسی بودجه در صحن‌ آغاز خواهد شد.

لاریجانی " رئیس" مجلس هشتم  نیز اعلام کرد : مجلس ابتدا لايحه بودجه 89 را مورد بررسي قرار مي‌دهد و پس از آن وارد بررسي برنامه پنجم توسعه خواهد شد.

البته این امر که برنامه پنجم هنوز به تصویب مجلس نرسیده و مجلس قصد دارد لایحه بودجه ای را که در واقع در چهارچوب برنامه پنجم تنظیم شده است را تصویب کند مجلس را با مشکلاتی روبرو کرده است: منجمله اینکه در لایحه بودجه  سال 89 مقدار 34 هزار ميليارد تومان بودجه عمراني برای سال آينده در نظر گرفته‌اند كه 22 هزار ميليارد تومان از محل درآمد نفتي و 12 هزار ميليارد تومان از محل صندوق توسعه ملي که جدید است و بایستی جای حساب ذخیره ارزی را بگیرد بایستی تامین شود و این  در حالي  است كه هنوز صندوق توسعه ملي كه در لايحه برنامه پنجم پيش بيني شده، مورد تصويب "نمايندگان" قرار نگرفته است.حال که پیش بینی میشود برنامه پنجم  نیز در سال آینده 3 ماه وقت خواهد برد تا درمجلس مورد بررسی قرار گیرد ، بنا بر این تنها 22 هزار ميليارد تومان منابع براي اجراي پروژه‌هاي عمراني در لايحه بودجه تصويب میشود. لذا چنانچه  صندوق توسعه ملي تصويب نشود، رقم 12 هزار ميليارد تومان پيش بيني شده براي بودجه عمراني تحقق پيدا نمي‌كند. به این امر که عموما در دولت احمدی نژاد چقد راز بودجه های عمرانی به تصویب رسیده تحقق می یابند بعد باز خواهم گشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 15:25 توسط |

جامعه ما در طی قرون با خشونت و قدرت حاکمان زندگی کرده است . خارج  شدن از این مدار نیاز به یک تحول اساسی در تمامی زمینه ها را دارد . انقلاب سال 57 که به انقلاب پیروزی گل بر گلوله شهره شد در جستجوی رهایی از استبداد و دستیابی به آزادیها و استقلال و زیست در عدالت بود .

مردم آزاد شده از دست استبداد سلطنتی بدنبال زیست درآزادی و رها از هر گونه استبداد قولهای آقای خمینی را به عنوان یک روحانی و  مرجع تقلید که نباید حرفش دوتا شود و حرف را از سر مصلحت نزند ، قبول کردند و بیان او را بعنوان سخنگوی مردم ایران پذیرفتند . در پاریس و در زیر درخت سیب ، آقای خمینی در مقابل رسانه های جهان  عنوان نمود که به آزادیها و برقراری آنها اعتقاد دارد و  خود را متعهد به اجرای آنها دانست .

از جمله مسائلی که آقای خمینی خود را به آنها متعهد نمود:

● برنامه ما تحصیل استقلال و آزادی است (مصاحبه با رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ 11 آبان 57 صحیفه نور ج 4 ص 263 )

● حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدالت و دمکراسی است (مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمر انگلیس 16 اذر 57 صحیفه نور ج 5 ص 132  )

●  شکل حکومت ایران جمهوری است ، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است . (3 صحیفه نور ج 2 ص 517  )

● جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود . همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت .(7مصاحبه با سازمان عفو بین الملل 19 ابان 57 پاریس)

● ولایت با جمهور مردم است . (مصاحبه با لوموند 22 آبان 57  )

در باره شخص خود می گفت :
● اختیارات شاه را نخواهم داشت (مصاحبه  در پاریس – صحیفه نور ص 115  5 )
● من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت(گفتگو با خبرنگاران در پاریس 12 ابان 57  )

● من وسایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمی کنیم ، وظیفه روحانیون ارشاد دولت ها است . من در حکومت آینده نقش هدایت را دارم .( صحیفه نور 3 ، ص 341 – 26 دی 57)

مجموع حرفهای آقای خمینی یک پیام را با خود داشت و آن اینکه ، آزادیها برقرار خواهد شد . زنان آزاد خواهند بود همانطور که  مردان ، احزاب آزاد خواهند بود ، ادیان آزاد خواهند بود . استقلال کشور حفظ خواهد شد و او بارها تکرار کرد که اسلام تمام قوانین حقوق بشر را اجرا خواهد کرد، زیرا این حقوق در اسلام مستتر هستند . دیگر کمترین جای تردیدی باقی نمانده  بود که برای ساختن ایران ، همچون دوران مصدق ، خمینی و روحانیت سد راه شوند . اکثریت سخنان آقای خمینی پیام آور رشد و عدالت خواهی بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 14:52 توسط |

در اين مقاله قصدم پرداختن به سيستم حقوق، آزادی، استقلال و اختيار انسان در اسلام نيست، اما به بعضی از معانی حق و حقوق و موضوعاتی که در قرآن در اين رابطه مطرح شده گذرا اشاره می‌شود. علاوه بر آن، بخشی از اسناد به‌جا مانده از دوران زعامت امام علی که نشان می‌دهد او اولين معمار دولت حقوق‌مدار است که حکومت را ملی کرده و به جد به مسئله حقوق و انواع آن پرداخته و به اجراء درآورده را با هم مطالعه می‌کنيم بحث حق و حقوق انسان و يا بشر يکی از مهمترين، ابحاث دنيای معاصر و مدرن است. در دنيای امروز و در نزد غالب مردم کشورها و يا غالب دولتها حقوق شهروندی حد اقل به لحاظ نظری و مقوله حقوق انسان مطرح و امری بديهی و پذيرفته شده ای است.

در اين اواخر، مطالعۀ بعضی ازمقاله ها ، کتابها و يا مصاحبه ها ئی که بوسيله بعضی از به اصطلاح فيلسوفان، اسلامشناسان و يا مدعی اسلامشناسی کشور ما منتشر شده که نه تنها منکرشده اند که اسلام از حق و حقوق صحبت نکرده است بلکه آنچه هست تکليف يکطرفه ای بيش نيست و مسئله حقوق زاده فرهنگ مغرب زمين است. باز چنين افرادی اگر می گفتند که خلفا و حکام جبار و ديگر گروههای اجتماعی صاحب قدرت، در طول تاريخ مانع شده اند که به مسئله حقوق و انواع آن با توجه به متون اسلامی بويژه قرآن و نهج البلاغه، پرداخته و برای جوامع اسلامی روشن بشود، چندان جای مناقشه نبود. اين ادعای متفکران مسلمان مرا بسيار متعجب و شگفت زده کرد و بر آن شدم که در اين مورد به تحقيق و کنکاش مشغول شوم. وقتی مشاهده کردم که در قرآن بيش از۲۵۰ مرتبه در موارد مختلف کلمه حق را بدون در نظر گرفتن ساير مشتقات و کلمات مترادفی که منظور از آن حق است تکرار شده است که اگر آن ها را هم در نظر بگيريم شايد از سيصد هم تجاوز کند و در نهج البلاغه هم که در حقيقت بيانگر روش عملی امام علی در دوران خلافت آن حضرت است، به غير از کلمات مترادفی که منظور در آن ها حقی از حقوق بيان شده است، بيش از ۲۵۰ بار کلمه حق و حقوق بکار رفته است و امام علی در دوران حکومت خود آن ها را بکار برده است و تاريخ گواه صادقی بر اين مطلب است. در نتيجه اين تحقيقات، تعجبم دو چندان شد که اينان چگونه قران شناسان و اسلام شناسانی هستند که همگام با غربی ها، همۀ اين ها را ناديده گرفته اند. آيا جای شگفتی نخواهد داشت که اينها قران را مطالعه نکرده باشند؟ چرا؟ اما به نظر می رسد که اينان معانی حق و تکليف را در بيان قران و در بيان علی نفهميده اند. در واقع رابطه حق و تکليف، هم در منطق و بيان قران وهم نهج البلاغه وهم روش اجرائی حکومت امام علی، رابطه به اجرا در آوردن حق است. بدين معنی که تکليف و وظيفه هيچ نيست جز به اجرا در آوردن حق و حقوق. آيت الله منتظری هم در پاسخ سئوال اينجانب که پرسيده ام: «تکليف هم چيزی جز عمل به حق نيست». به حق متذکر شده اند " اين که نوشته ايد: تکليف هم چيزی جز عمل به حق نيست اگر مقصودتان از حق عام باشد که حتی شامل حق خداوند باشد حرف درستی است...»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 14:34 توسط |

ترجمه مقاله زهرا بنی صدر مندرج در روزنامه  زمان) (LE TEMPS  سوئیس به تاریخ 15 مارس 2010

چگونه ایرانی برای فردا؟

جنبش همگانی گسترده ای که در اعتراض به انتخاب  مشکوک احمدی نژاد، در ایران بطور خودجوش برخاست، مار ا به وجد آورد  و به یمن نیرومندی و عزم خویش، به ما افتخار بخشید. در همان حال که ترجمان غرور ملی ما گشت،  پرسش از طبیعت خواستهایمان را نیز  در برابرمان قرار داد.

ما برای ایران چه میخواهیم؟

 اصلاح دولت، همان که میر حسین موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی توقع دارند؟  اما چند و چون اصلاحی که توقع دارند، چیست؟ آیا قصد از آن، تغییر رژیم، همان که بخشی از اپوزیسیون جلای وطن گفته است؟ اگر آری، بدیل رﮊیم  کدام است؟ 

بحث هایی که بین هموطنان در می گیرند، فرصت بروز اختلاف نظرهای بنیادی بر سر تمایلها و خواستها می شوند و  تلخ کامیها و درد و خشم فروخفته ببار می آورند. با وجود این، بر سر یک امر اشتراک نظر می یابیم : ما، همه از همبستگی حاصل از جنبش همگانی  که از سد اختناق کور و خونریز گذر و  بسوی احقاق حقوق مشروع خویش، روی می نهد، احساس غرور می کنیم.  این عزم، عزم بر احقاق حقوق، قاطع است. شعار « ما از مرگ هراسی نداریم ، از سکوت می ترسیم» گواه  این عزم استوار است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 14:29 توسط |


 ❊ قائم مقام سپاه: ایران روی 50 درصد انرﮊی دنیا ایستاده است!؟:


در 10 اسفند 88، به گزارش خبرگزاری فارس، متعلق به مافیاهای نظامی - مالی، حسین سلامی، جانشین فرمانده سپاه، گفته است: «تهران می تواند جریان انرژی به اروپا را قطع کرده و با استفاده از موشک‌های خود توطئه‌گران را در هر نقطه‌ای هدف قرار دهد. ايران روي ۵۰ درصد انرژي دنيا ايستاده و اگر اراده كند، اروپا زمستان را در سرما به سر مي‌برد ...امروزه موشك‌هاي ما هر نقطه دلخواه را كه توطئه‌گران حضور دارند، هدف قرار مي‌دهند. »

انقلاب اسلامی: اعتیاد به منطق صوری از یاد «قائم مقام» برده است که نفت ایران نیز از تنگه هرمز می گذرد. هرگاه جنگی روی دهد، بسا امریکا و اروپا بتوانند تنگه هرمز را باز نگهدارند اما نگذارند نفت ایران جریان پیدا کند. پس این تهدید متوجه مردم ایران است. در واقع، مافیاهای نظامی – مالی به مردم ایران می گویند: شما مردم را میان دو سنگ آسیاب قرار می دهیم.

❊ در صورت ادامۀ وضعیت فعلی"ایران واردکنندۀ نفت می‌شود"

به گزارش دویچه وله (2 مارس 2010) حسن روحانی گفته است: ایران با صدور روزانه ۳ / ۴ میلیون بشکه نفت خام، پس از عربستان سعودی در دومین مقام در جهان قرار دارد.

حسن روحانی عقیده دارد که اگر ایران به میزان مصرف کنونی ادامه دهد و سرمایه‌های خارجی را جلب نکند، دور نیست که این کشور به واردکننده‌ نفت بدل شود.

 حسن روحانی، رئيس"مركز تحقيقات استراتژيك" در "مجمع تشخيص مصلحت نظام" از سیاست کنونی نفتی ایران انتقاد کرده، آن را مخالف منافع ملی دانسته است. آقای روحانی در سخنانی در همايش"نفت و سياست خارجی" گفت که دولتمردان ایران به اثرات سیاست خارجی بر اقتصاد کشور توجه کافی ندارند.

حسن روحانی، عضو مجلس خبرگان رهبری، با اشاره به تاریخچه‌ استخراج نفت در ايران، گفت که همواره "رابطه محكمی ميان نفت و روابط خارجی" وجود داشته، و نفت در معادلات سیاسی خاورمیانه نقشی برجسته داشته است.

وضعیت ذخایر نفتی:

حسن روحانی اظهار داشت که ایران با همسايگان خود در خشكی و دريا در رشته‌ای از میادین نفتی مشترک است. به گفته رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، ایران با ۸ کشور همسایه در ۴۳ میدان نفتی و گازی اشتراک دارد.

ایران به خاطر کمبودهای فنی، هنوز به بسیاری از منابع وارد نشده، در حالی که همسایگان به صورت فعال از این میدان‌ها بهره‌برداری می‌کنند. برای نمونه، میزان بهره‌برداری قطر از میدان مشترک "پارس جنوبی" بيش از دو برابر ايران است. در حال حاضر ايران از ۲۸ فاز موجود، تنها از ۸ فاز بهره‌برداری می‌کند.

آقای روحانی با ارائه آمار گفت: ایران تا پایان سال ۱۳۸۷ بالغ بر  5/36میلیارد بشکه نفت استخراج کرده است. این مقدار حدود ۴3 درصد از کل ذخایر نفتی ایران است، آنچه هنوز باقی مانده، ۸۵ ميليارد بشكه نفت خام است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 13:55 توسط |


*همکاری سیا و سازمان اطلاعات پاکستان و واواک در دستگیری ریگی:
در باره دستگیری ریگی و چگونگی انجام آن، اطلاع دقیقی بدست آمده است: ریگی با نقشه سازمان اطلاعاتی پاکستان با همراهی سیا و واواک دستگیر شده است. در عوض، ایران تعهد داده است از حمایت نیروهای طالبان در بخش غربی افغانستان یعنی همانجا که پادگان بزرگ سپاه قدس قرار دارد، و نیز در جنوب ولایت هلمند دست بردارد .

یاد آور می شود که خبر رها کردن سه امریکائی دستگیر شده در مرز عراق نیز انتشار یافته است.

بنا بر همین اطلاع، ماجرای پائین آوردن هواپیمای مسافر بری که به مقصد قرقیزستان از حریم فضائی ایران عبور می کرده است، در بندر عباس، محض رد گم کردن بوده است.  همزمان، سپاه و واواک به سیا و اداره اطلاعات ارتش پاکستان،  کمک کرده اند که شش تن از فرماندهان طالبان را که با ایران در ارتباط بوده اند (مثل ذاکری و ملا برادر)، دستگیر کنند.

 و مقامات قرقیزستان تکذیب کرده اند که ریگی در هواپیما بوده و مأموران ایرانی او را، در پی فرود آوردن هواپیما دستگیر کرده اند:

در 12  اسفند 88، رامين مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه گفته است: اين وزارتخانه با احضار سفير جمهوری قرقيزستان در تهران، نسبت به اقدام دولت اين کشور در تکذيب اظهارات مقامات ايرانی در مورد نحوه بازداشت عبدالمالک ريگی، رهبر گروه تروريستی جندالله، اعتراض کرده است.

حکومت قرقيزستان اعلان کرد که هيچ شهروند خارجی در هواپيمای شرکت هواپيمايی قرقيزی عازم بيشکک، پايتخت آن کشور، بازداشت نشده است.

    پيشتر، وزارت امور خارجه قرقيزستان با صدور اطلاعيه ای، از اعتراض رسمی خود نسبت به اقدام هواپيماهای نظامی ايرانی در وادار کردن يک فروند هواپيمای مسافربری قرقيز به فرود در خاک ايران خبر داده اما گفته بود که در اين ماجرا، هيچيک از مسافران خارجی اين هواپيما بازداشت نشد.

روز ۲۳ فوريه، جمهوری اسلامی خبر دستگيری عبدالمالک ريگی را انتشار داد و کوتاه مدتی پس از آن، وزير کشور اعلام داشت که ريگی در خارج از خاک ايران بازداشت شد اما ساعاتی بعد، وزارت اطلاعات گزارش متفاوتی را در اين مورد انتشار داد.

در اين گزارش آمده بود که ريگی با يک هواپيمای شرکت هواپيمايی قرقيز از دوبی عازم بيشکک، پايتخت قرقيزستان بود، اما هواپيماهای جنگنده ايرانی اين هواپيما را هنگام عبور از حريم هوايی ايران وادار به فرود کردند و پس از دستگيری ريگی و يکی ديگر از اعضای ارشد گروه تروريستی جندالله، به هواپيما و ساير مسافران آن اجازه دادند به مسير خود ادامه دهد.

اطلاعيه وزارت امور خارجه قرقيزستان فرود اجباری هواپيمای قرقيز در خاک ايران را تصدیق و به آن اعتراض می کند اما  بازداشت چند تن از مسافران خارجی اين هواپيما را به دور از حقيقت توصيف می کند.

به گزارش پرس تی وی، مهمانپرست گفته است که شواهدی در دست است که نشان می دهد عبدالمالک ريگی در هواپيمای مسافربری قرقيز بازداشت شده است.

خبرگزاری مهر به نقل از مهمانپرست گزارش کرده است که محمد رضا شيبانی، معاون وزارت امور خارجه، در ملاقات با سفير قرقيزستان در تهران، مراتب نگرانی جمهوری اسلامی ايران از به کار گيری سرزمين کشورهای منطقه عليه منافع، مصالح و امنيت جمهوری اسلامی ايران را به وی ابلاغ کرد.

براساس اين گزارش، شيبانی توجه سفير قرقيزستان را به اسناد و قطعنامه های سازمان ملل و ساير اسناد بين المللی در زمينه مبارزه با تروريسم جلب کرده و گفته است که از کشورهای منطقه انتظار می رود از رويکردهای مغاير با اين قوانين بين المللی خودداری کنند.

پس از اعلام خبر بازداشت ريگی هم سفير پاکستان در تهران اعلام داشت که کشور او نقشی مهم در اين ماجرا داشته است اما در اين زمينه جزئيات بيشتری ارائه نداد.

*مرگ بر گوگل !؟
 

در همان حال که نمایش 22 بهمن تازه بپایان رسیده و رفتگران زحمتکش شهرداری در حال جارو کردن تصاویر «رهبر» در میدان آزادی بودند، خامنه ای ستایش نامه شتابزده خود را صادر کرد و در آن، به «حضور میلیونی » مردم و اعلان «بیعت» آنها با شخص خودش بالید. بی خبر از آنکه ماهواره IKONOS گوگل، بدون کسب اجازه از «رهبر»، تصاویری را از میدان آزادی گرفت و انتشار داد و آبروی  «رهبر» و رژیم او را برد.

بهتر بود «رهبر» بجای آنکه دستور بدهد شعار «مرگ بر گوگل» را بر شعارهای رسمی رژیم اضافه کنند، سرداران مفتخور را احضار می کرد و عکسهائی را که گوگل گرفته است، پیش رویشان می گذاشت و می پرسید: میلیاردها تومانی که به حساب جمعیت کشی گذاشتید را که برد و خورد؟ میدان آزادی چرا خالی است؟ پس جمعیتی را که از شهرها به تهران آوردید کجا بردید؟

تصاویر ماهواره ای گوگل از میدان خالی آزادی، در 22 بهمن، بویژه شمار بزرگ اتوبوسها در حاشیه میدان آزادی که "مردم خودجوش" را به آنجا آورده بودند، و از همه مهمتر فیلمی که از داخل میدان آزادی در حین سخنرانی احمدی نژاد گرفته و از طریق اینترنت انتشار یافت و میدان خالی را بوضوح نشان می داد، شکست سخت رژیم ولایت فقیه نشان می دهند. همه میدان آزادی را با دویست هزار نفر می شد پُر کرد، یعنی این تعداد آدم هم نتوانستند بیاورند؟

تصاویر واضح گوگل، جمعیت اندکی را در بخشی از میدان آزادی، روبروی جایگاه، نشان می دهد که با تعداد کاروان اتوبوسهای در تصویر، در تناسب است.

فیلمی بسیار جالب و مستندی نیز که توسط  آزادیخواهان از داخل میدان آزادی، حین سخنرانی احمدی نژاد گرفته شده است، با تصاویر ماهواره ای گوگل انطباق دارد. همان قسمتهایی که در تصاویر ماهواره ای خالی دیده می شود در فیلم مربوط به میدان آزادی نیز خالی از جمعیت است.

اما در جلسه مأموران جمعیت کشی به تهران، در محل استانداری، استاندار تهران به خود بالیده است که پیشنهاد او را مقامات عالیه پذیرفتند و با اجرای آن، سبزها نتوانستند راه پیمائی را از آن خود کنند. او گفته است: پیشنهاد کردم در شهرهای اطراف راه پیمائی نشود و راه پیمایان به تهران آورده شوند. موفق شدیم 500 هزار نفر را به تهران بیاوریم و مسیر راه پیمائی را در اختیار بگیریم و به سبزها اجازه عرض اندام ندهیم.  بدین ترتیب، بخش بزرگ جمعیتی که به تهران آورده شدند را در مسیر نگاه داشته اند. هم بدین خاطر که می دانسته اند میدان پر را نمی توانند کنترل کنند و هم بدین جهت که می ترسیدند خیابانها را مردم تصرف کنند. این اعتراف، واقعیت دیگری را نیز آشکار می کند: رژیم با وجود اشغال شهر توسط قوای مسلح خود، می دانسته است تنها با قوای مسلح خود نمی تواند شهر را مهار کند.

در خیابان آزادی نیز برای اولین بار، در راه پیمائی 22 بهمن، معجزه اتفاق افتاد!:  همانطور که در فیلم گرفته شده توسط دستگاه تبلیغاتی رژیم مشهود است، همزمان، جمعیت در هر دو جهت حرکت می کردند. بسیجیان شهرستانی مأموریت داشتند تا در حدفاصل میدان آزادی و میدان انقلاب، مسیر را رفت و برگشت طی کنند تا خیابان آزادی را مملو از جمعیت نشان دهند. این اولین 22 بهمنی است که جمعیت در خیابان آزادی، همزمان هم بسمت میدان آزادی و هم بسمت میدان انقلاب در حال حرکت است!

22 بهمن  که رژیم راه پیمائی و نیز تصرف تهران را «مهندسی» کرد، روز پیروزی بزرگ مردم شد. زیرا  دنیا دید در برابر مردم ایران، قوای مسلح قرار گرفته اند. این رژیم فاقد پایگاه مردمی و بنا بر این، محکوم به رفتن است. مردم ایران عزم کرده اند استقلال و آزادی و بر این اصول، مردم سالاری را بازیباند.

دفن جمهوری اسلامی در پادگان میدان آزادی:

انقلاب اسلامی: ارزیابی زیرنیز صحیح و گویا است:

اگر در روز 22 بهمن حتی یک نفر معترض هم در تهران به خیابانها نمی آمد باز هم پیروزی بزرگی برای جنبش همگانی بود.  زیرا رژیم، بدست خود، بذر تردید و وحشت را در بدنه نظامی امنیتی حکومت کاشت. هر سال در 22 بهمن، این نیروها در شهرهای خودشان در کنار خانواده و بستگانشان از تعطیلی 22 بهمن بهره مند می شدند و شاید برخی از آنها هم در راهپیمائی شهرشان شرکت می کردند.

امسال از قبل، طرح آماده باش و اعزام به تهران به شهرستانها ابلاغ شده و این پیام آشکاری برای نیروهای امنیتی و نظامی بود که حکومت در پایتخت در مخمصه افتاده است. رژیمی که 30 سال توانسته بود ظاهر خود را حفظ کند برای اولین بار مجبور است وجود بحرانی عمیق و نگران کننده را بر بدنه داخلی اش آشکار نماید.

حکومت علاوه بر فراخوانی نیروهایش به تهران، ناچار از جمعیت کشی از شهرستانها شد. بدون شک می توان گفت که بزرگترین جابجایی نیرو، در تاریخ این رژیم، با صرف میلیاردها تومان بودجه برای 22 بهمن، انجام گرفت. در عین حال این عملیات، برای نیروهای رژیم حاصلی بجز احساس وحشت از آینده رژیم نداشت. از 22 بهمن بدین سو، برای آنها این سئوال مطرح است که چه اتفاقی در حال افتادن است که باید درصد عمده استعداد نظامی - امنیتی کشور به تهران فراخوانده شود و چه سرنوشتی در انتظارشان است؟

حتی در خصوص جمعیت راهپیمایان ویژه داخل میدان آزادی که از شهرستانها آورده بودند نیز مجبور به رعایت شدیدترین ملاحظات امنیتی شدند. در 11 مرکز تعیین شده برای اینکار در حاشیه تهران، هویت افراد کنترل شده و سپس آنها را سوار اتوبوسها نموده و همراه هر اتوبوس یک عضو رسمی سپاه بعنوان ناظر اعزام می کردند. اتوبوسها به هیچ وجه اجازه توقف در مسیر و پیاده یا سوار کردن افراد را نداشته و در مدخل میدان آزادی نیز کنترل مجدد توسط سپاه صورت پذیرفته و به افراد اجازه ورود به پادگان میدان آزادی را می دادند.

این تزریق وحشت و اضطراب از آینده حکومت در بین جمعیت اتوبوسی و ناظرین و دست اندرکاران مراسم و بویژه نیروهای فراخوان شده به تهران، بهای سنگینی به پای رژیم نوشته است که در آینده  نزدیک، باید آن را بپردازد. این افراد به شهرهای خود باز می گردند و از آنچه اتفاق افتاده به خانواده و دوستان خود خواهند گفت. ولی مگر برای رژیم چاره ای جز این باقی مانده است که امروز را به فردا برساند؟

آیا واقعاً خامنه ای می تواند به چنین مراسم خفت باری، در «پادگان میدان آزادی» افتخار کند؟ این رفتار فقط مختص یک دولت اشغالگر است که در کشور اشغال شده، هیچگونه احساس امنیتی ندارد و ناچار است با اخذ تدابیر امنیتی و بکارگیری وسیع نیروی نظامی و انتظامی، مراسمی نمایشی را برگزار کند. حتی روسیه و کره شمالی هم می توانستند با صرف نیرو و بودجه کمتری، در برابر مردم فاقد سلاح تهران قشون کشی و میدان آزادی را تبدیل به پادگان آزادی و مراسم دلخواه خود را برگزار کنند. نظیر سخنرانی امروز در تهران اشغال شده را قبلاً صدام هم در سال 1360 در بخش اشغال شده خرمشهر ، در حضور هوراکشهای خود، کرده بود.

برای مردم تهران که تا کنون در 8 ماه مبارزه مدنی خود با استبداد، حتی یک کوکتل مولوتف هم پرتاب نکرده اند و بر مسالمت آمیز بودن حرکت خود اصرار دارند. بزرگترین پیروزی در 22 بهمن همین بود که در مقابلشان رژیم ناچار از دست زدن به چنین بسیج نیرو و صرف بودجه ای بس سنگینی شد. در عین حال بزرگترین شکست برای رژیم در 22 بهمن این بود که در حد یک دولت اشغالگر تنزل یافت.

و امر مهمی که روز 22 بهمن مسلم کرد، اینست که بدون  آوردن اینهمه نیروی کمکی از شهرهای دیگر  به تهران، رژیم توانائی مهار تهران را ندارد. و هرگاه هم زمان در شهرهای بزرگ مردم روی به جنبش آورند، رژیم ناگزیر می شود تسلیم اراده مردم شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 7 فروردین1389ساعت 13:37 توسط |

میشود گذشته را فراموش کرد ؟میشود بر آن خطی سیاه کشید و بخاکش سپرد؟

این روزها زمزمه ای همه جا گیر بگوش می خورد: گذشته را باید فراموش کرد. گذشته مربوط به گذشته است، هرچه بوده تمام شده، حال را باید چسبید، آینده را نباید فدای گذشته کرد. تفحص در گذشته، دردی را دوا نمیکند و جز ضربه زدن به حرکت مردم و آینده، نفعی در بر نخواهد داشت .

با خود گفتم راستی گذشته از چه زمان شروع میشود؟ مرز آن کجاست، آن مرز را چه کسی تعیین میکند؟ آیا گذشته از دیروز شروع میشود، از ماه پیش از سال پیش، از ده سال پیش از کودتای خرداد شصت، از انقـلاب 57 از ملی شدن صنعت نفت، از مشروطیت؟ آخر گذشته ملت ایران بسیار طولانی و دراز است. چند هزار سال قدمت تاریخی دارد. از چه زمان باید با آن وداع کرد؟ نادیده اش گرفت؟ به خاکش سپرد؟ و گفت که اصلا وجود نداشته است؟!. مثلا می شود مرگ دلخراش و فجیع ندا آقا سلطان که صفحه تمام تلویزیون های جهان آن را پوشش داد و دنیایی را تکان داد و گریان کرد و سمبل جنایات رژیم جمهوری اسلامی گشت را گفت که مربوط به گذشته است و باید آن را از یاد برد؟! سرکوب وحشیانه و ددمنشانه مردم بیگناه را در روز عاشورای حسینی چطور؟ میشود آن را از خاطره ها زدود و چشم ها را بر آن بست؟

هجوم به خوابگاه دانشجویان و ضرب و شتم و دستگیری و زندانی کردن آنها و یا قتلهای دلخراش و جراحت بار زنجیره ای را چطور؟ کشتار سال67 را چطور؟ جنایات و محاکمات و اعدامهای 30 خرداد 60 را چطور؟ نمایشات تلویزیونی آن دوره را ،شکنجه کردن ها، اعتراف گرفتن های زیر شکنجه،گروگان گیری را،که نتیجه اش این شد که مدت 30 سال مردم ایران به گروگان امریکا در آیند و از بابت این عمل نا بخردانه، میلیاردها دلار ضرر عاید مردم ایران شود را چطور؟و جنگ هشت ساله را ؟ اعدامهای بدون محاکمه سران رژیم شاه و هویدا را در اوائل انقلاب چطور؟ و قس علٍیهذا...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 6 فروردین1389ساعت 20:55 توسط |